Channel
کانال تخصصیِ اشعار استاد هوشنگ ابتهاج و دیگر اشعار کهن و معاصر... صفحه دوست داران استاد هوشنگ ابتهاج
Updated: 2026-07-08
بر آستان تو دل پایمال صد دردست ببین که دست غمت بر سرم چه آوردست هوای باغ گل سرخ داشتیم و دریغ که بلبلان همه زارند و برگ ها زردست شب است و اینه خواب سپیده می بیند بیا که روز خوش ما …
نمیدانم چه میخواهم بگویم زبانم در دهان باز بسته است در تنگ قفس باز است وافسوس که بال مرغ آوازم شکسته است نمیدانم چه میخواهم بگویم غمی در استخوانم می گدازد خیال ناشناسی آشنا رنگ گهی…
من میمیرم هما ...
بین تمام چیزایی که از دست دادم دلم برای خود قبلیم ، بیشتر از همه تنگ شده
در این سرای بی کسی کسی به در نمی زند به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زند #هوشنگ_ابتهاج @h_ebtehaj
Flags — countries where our network of observers on Telegram recorded this ad being shown in this channel. It's not the advertiser's targeting country: Telegram serves sponsored ads worldwide, and we simply note where the ad appeared in the feed. The channel's main country (by its language) is highlighted in blue; rare placements (under 5%) are collapsed into “+N”.
امشب همه غمهای عالم را خبر کن! #هوشنگ_ابتهاج @h_ebtehaj
نمیدانم چه میخواهم بگویم زبانم در دهان باز بسته است در تنگ قفس باز است وافسوس که بال مرغ آوازم شکسته است نمیدانم چه میخواهم بگویم غمی در استخوانم می گدازد خیال ناشناسی آشنا رنگ گهی…
دردیست در این سینه که همزاد جهان است... @h_ebtehaj
